
سلام بر تو ای مهربانترین مهربانان
سلام بر تو ای وارث غم های من
سلام بر تو ای تمام آرامشم
وسلام برتو که گرمی وجودت روح سردم را گرم میکند
و سلام بر تو ای استوارترین زنی که دیده ام
وسلام بر تو که طنین صدایت روح خسته ام را آرام میکند
و این روزها تنها دردم این است که از تو دورم
ولی دعای تو انگار دلم را قرص و محکم میکند
و وجودت تنها بهانه من برای زندگی است
دوستت دارم ای مادر عزیزم
وهزاران بار بر دستان مهربانت بوسه میزنم
و فریاد میزنم هستی ام از توست
ای مادر
دوستان عزیز اگه جمله زیبایی درباره مادر دارین تو نظرات بنویسین
حق نگهدار


دل، که دایم عشق میورزید رفت
گفتمش: جانا مرو، نشنید رفت
هر کجا بوی دلارامی شنید
یا رخ خوب نگاری دید رفت
هرکجا شکرلبی دشنام داد
یا نگاری زیر لب خندید رفت
در سر زلف بتان شد عاقبت
در کنار مهوشی غلتید رفت
دل چو آرام دل خود بازیافت
یک نفس با من نیارامید رفت
چون لب و دندان دلدارم بدید
در سر آن لعل و مروارید رفت
دل ز جان و تن کنون دل برگرفت
از بد و نیک جهان ببرید رفت
عشق میورزید دایم، لاجرم
در سر چیزی که میورزید رفت
باز کی یابم دل گم گشته را؟
دل که در زلف بتان پیچید رفت
بر سر جان و جهان چندین ملرز
آنکه شایستی بدو لرزید رفت
ای عراقی، چند زین فریاد و سوز؟
دلبرت یاری دگر بگزید رفت
با تشکر از حمیدرضا راستگو به خاطر انتخاب این شعر زیبا
خب بگذریم!
یه معما.
چطور میشه که ۲تا پسر هم داییه همدیگه باشن هم خواهر زاده همدیگه؟؟؟؟؟؟؟؟
(در ضمن رابطه اسلامی است . فقط کمی نادر)
ایده ای بسی بیش جالب بود
حالا یه بازی فکری
بازی world of goo
البته شاید بازی کرده باشینش.
این یه بازی جالب که امیدوارم خوشتون بیاد...(در واقع یه بازیه که خیلی سبکه و میتونید انلاین بازی کنید...)
کلیک کن ضرر نمیکنی.
توی این بازی باید نقطه ی آبی رنگ رو بدون اینکه به دیواره برخورد کنه به اخر مسیر برسونید:
۲-درسخون ترین
۳-محبوب ترین
۴-مرموزترین
۵-مشکوک ترین
۶-مغرورترین
۷-مذهبی ترین
۸-باادب ترین
۹-بانمک ترین
۱۰-باظرفیت ترین
۱۱-ترسوترین
۱۲-مظلوم ترین
۱۳-بازیکن ترین!!!
۱۴-صادق ترین
۱۵-خونگرم ترین
۱۶-مثبت ترین
۱۷-محجوب ترین
۱۸-غیورترین
۱۹-شوخ ترین
۲۰-بااعتماد به نفس ترین
۲۱-لهجه دارترین
۲۲-معروف ترین
۲۳-بچه مایه دارترین
۲۴-بامعرفت ترین
۲۵-لردترین
۲۶-دست ودلبازترین
۲۷-هنرمندترین
۲۸-فعال ترین
۲۹-متقلب ترین
۳۰-باهوش ترین
شمع دوم گفت: « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد.
وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه کفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد .
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت: « نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. » چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود. ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنیم.

سلام دوستان
نظرتون درباره این عکس چیه؟
به نظرم بد نیست آخرین متدهای تقلب رو هم برای مواقع ضروری در نظر بگیرین
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟”
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.
وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.
پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند.
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم.
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد.
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم.
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده دارد و نه برای دیگران.
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که پایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک

بهار شکست غم در بغض امید است و تجلی گاه مشتاقان . غبار دل را در باران باید شست و صدای جویباران را در وسعت رهایی زمزمه کرد . اندیشه ایست در معبر تنهایی , این نگاه آسمان است که در خلوت عشق , رویای بی نهایت ذهن را در ساحل آرزو به زیبایی ستاره باران می کند . بهار سرفصلی است در روزهای زندگی , افقی ست از دریچه ی عا طفه ها . نوای محبّت بهانه ایست در تصوّر مهتاب , بهار است که آسمانی میکند حدیث یاد را در خلوت افکار.
دوباره یه سال دیگه و یه سال تحویل دیگه؛ این سالها پشت سر هم دیگه میان و میرن، هر سال نزدیک عید که می شه همه به جنب و جوش می آُفتیم، خونه تکونی می کنیم لباس نو می خریم و کلی به ظاهر خودمون می رسیم. همه چیز تازه می شه ، حتی طبیعت هم رخت نو تن می کنه .

کی دلش رو خونه تکونی کرده ؟
کی غم و غصه رو از دلش بیرون کرده؟
کی کینه ها روخاک کرده و جاش محبت رو توی دلش جا داده ؟
راستی برنامت برای خونه تکونی دلت چیه؟









