تبليغاتX
مهندسی شیمی
مهندسی شیمی
وبلاگ بچه های مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی همدان

سلام بر تو ای مهربانترین مهربانان

سلام بر تو ای وارث غم های من 

سلام بر تو ای تمام آرامشم

وسلام برتو که گرمی وجودت روح سردم را گرم میکند

و سلام بر تو ای استوارترین زنی که دیده ام

وسلام بر تو که طنین صدایت روح خسته ام را  آرام میکند

و این روزها تنها دردم این است که از تو دورم

ولی دعای تو انگار دلم را قرص و محکم میکند

و وجودت تنها بهانه من برای زندگی است

دوستت دارم ای مادر عزیزم

وهزاران بار بر دستان مهربانت بوسه میزنم

و فریاد میزنم هستی ام از توست

ای مادر

دوستان عزیز اگه جمله زیبایی درباره مادر دارین تو نظرات بنویسین

حق نگهدار



ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط حمید ساریخانی

دل، که دایم عشق می‌ورزید رفت

گفتمش: جانا مرو، نشنید رفت

هر کجا بوی دلارامی شنید

یا رخ خوب نگاری دید رفت

هرکجا شکرلبی دشنام داد

یا نگاری زیر لب خندید رفت

در سر زلف بتان شد عاقبت

در کنار مهوشی غلتید رفت

دل چو آرام دل خود بازیافت

یک نفس با من نیارامید رفت

چون لب و دندان دلدارم بدید

در سر آن لعل و مروارید رفت

دل ز جان و تن کنون دل برگرفت

از بد و نیک جهان ببرید رفت

عشق می‌ورزید دایم، لاجرم

در سر چیزی که می‌ورزید رفت

باز کی یابم دل گم گشته را؟

دل که در زلف بتان پیچید رفت

بر سر جان و جهان چندین ملرز

آنکه شایستی بدو لرزید رفت

ای عراقی، چند زین فریاد و سوز؟

دلبرت یاری دگر بگزید رفت

با تشکر از حمیدرضا راستگو به خاطر انتخاب این شعر زیبا



ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط حمید ساریخانی
فکر کنم اولین باره که مطلب میذارم

خب بگذریم!

یه معما.

چطور میشه که ۲تا پسر هم داییه همدیگه باشن هم خواهر زاده همدیگه؟؟؟؟؟؟؟؟

(در ضمن رابطه اسلامی است . فقط کمی نادر)



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 توسط محمد امین احمدی مسعود

نکته ای جالب برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند
 
اگر حروف A - B C D - E FG HI - J - K L M N O - P Q R S - T
 
U V W X Y -Z
 
به ترتیب برابر باشد با:
 
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 -11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 - 18- 19 - 20 - 21 - 22
 
23 24- 25-26
 
· آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟ تلاش سخت (Hard work)
 
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
 
آیا دانش می تواند صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟ دانش(Knowledge)
 
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
 
آیا با عشق می توان به کمال رسید ؟ عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5= 54%
 
خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟
پس چه چیز 100 % را می سازد؟؟؟ پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
 
نه !!!
اینها كافی نیستند برای رسیدن به اوج فقط یک چیز به ما کمک می کند ؟
 
* نگرش (Attitude) *
 
A+T+T+I+T+U+D+E
 
1+20+20+9+20+ 21+4+5= 100%
 
آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی100% خواهد شد.
 


ارسال در تاريخ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 توسط سینا آزادی مقدم
ایده ای که خانم عسکری دادند

ایده ای بسی بیش جالب بود

حالا یه بازی فکری

بازی world of goo

البته شاید بازی کرده باشینش.

  • دانلود - Download Link
  • رمز: www.mihandownload.com
  • منبع:وب سایت میهن دانلود


  • ارسال در تاريخ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 توسط سینا آزادی مقدم
     

    این یه بازی  جالب که امیدوارم خوشتون بیاد...(در واقع یه بازیه که خیلی سبکه و میتونید انلاین بازی کنید...)

    کلیک کن ضرر نمیکنی.

    توی این بازی باید نقطه ی آبی رنگ رو بدون اینکه به دیواره برخورد کنه به اخر مسیر برسونید:

    بازی جالب



    ارسال در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 توسط مهسا عسکری
    در نظرات بنویسید .

    قصد توهین به کسی رو نداریم  و دوستان نباید از پاسخ ها ناراحت بشوند
     ۱-باشخصیت ترین

    ۲-درسخون ترین

    ۳-محبوب ترین

    ۴-مرموزترین

    ۵-مشکوک ترین

    ۶-مغرورترین

    ۷-مذهبی ترین

    ۸-باادب ترین

    ۹-بانمک ترین

    ۱۰-باظرفیت ترین

    ۱۱-ترسوترین

    ۱۲-مظلوم ترین

    ۱۳-بازیکن ترین!!!

    ۱۴-صادق ترین

    ۱۵-خونگرم ترین

    ۱۶-مثبت ترین

    ۱۷-محجوب ترین

    ۱۸-غیورترین

    ۱۹-شوخ ترین

    ۲۰-بااعتماد به نفس ترین

    ۲۱-لهجه دارترین

    ۲۲-معروف ترین

    ۲۳-بچه مایه دارترین

    ۲۴-بامعرفت ترین

    ۲۵-لردترین

    ۲۶-دست ودلبازترین

    ۲۷-هنرمندترین

    ۲۸-فعال ترین

    ۲۹-متقلب ترین

    ۳۰-باهوش ترین




    ارسال در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط مهسا عسکری
    چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »

    شمع دوم گفت: « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد.

    وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه کفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد .

    کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت: « نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. » چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.

    بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود. ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنیم.



    ارسال در تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 توسط سینا آزادی مقدم

    سلام دوستان

    نظرتون درباره این عکس چیه؟







    ارسال در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط حمید ساریخانی
    در آستانه شروع امتحانات میانترم

    به نظرم بد نیست آخرین متدهای تقلب رو هم برای مواقع ضروری در نظر بگیرین

    0.994 خنده دار ترین روش های تقلب + عکس

    0.0134 خنده دار ترین روش های تقلب + عکس

    0.421 خنده دار ترین روش های تقلب + عکس



    ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 توسط سینا آزادی مقدم
    البته فصل اول تا سوال ۳۰ بیشتر نیست.

    فصل اول

    فصل دوم هم ۳۵ تا سوال بیشتر نداره.

    فصل دوم



    ارسال در تاريخ یکشنبه بیستم فروردین 1391 توسط سینا آزادی مقدم
    یك سخنران معروف در مجلسی كه دویست نفر در آن حضور داشتند، یك اسكناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه كسی مایل است این اسكناس را داشته باشد؟
    دست همه حاضرین بالا رفت.
    سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسكناس را به یكی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم كاری بكنم.
    و سپس در برابر نگاه های متعجب، اسكناس را مچاله كرد و باز پرسید: چه كسی هنوز مایل است این اسكناس را داشته باشد؟
    و باز دستهای حاضرین بالا رفت.
    این بار مرد، اسكناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال كرد و با كفش خود آن را روی زمین كشید بعد اسكناس را برداشت و پرسید: خوب حالا چه كسی حاضر است صاحب این اسكناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت
    سخنران گفت: دوستان، با این بلاهائی كه من سر اسكناس آوردم، از ارزش اسكناس چیزی كم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
    و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همینطور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی كه می گیریم یا مشكلاتی كه روبرو می شویم و احساس می كنیم كه دیگر پشیزی ارزش نداریم و كسی به ما توجهی ندارد و خود را شكست خورده می دانیم،
    ولی اینگونه نیست و صرف نظر از اینكه چه بلائی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را به عنوان یك انسان كامل از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی كه دوستمان دارند وخدای بزرگ، آدم پر ارزشی هستیم.


    ارسال در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط سینا آزادی مقدم
    تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

    سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

    اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

    از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟”

    صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

    وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

    پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.



    ارسال در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط سینا آزادی مقدم
    یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند.
    یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند.
    یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم.
    که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد.
    یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم.
    چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده دارد و نه برای دیگران.
    باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم.
    لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که پایسته است بر آنها بزن
    روزهایت رنگارنگ
    .
    سال نو مبارک             



    ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 توسط سینا آزادی مقدم

    بهار شکست غم در بغض امید است و تجلی گاه مشتاقان . غبار دل را در باران باید شست و صدای جویباران را در وسعت رهایی زمزمه کرد . اندیشه ایست در معبر تنهایی , این نگاه آسمان است که در خلوت عشق , رویای بی نهایت ذهن را در ساحل آرزو به زیبایی ستاره باران می کند . بهار سرفصلی است در روزهای زندگی , افقی ست از دریچه ی عا طفه ها . نوای محبّت بهانه ایست در تصوّر مهتاب , بهار است که آسمانی میکند حدیث یاد را در خلوت افکار.

    دوباره یه سال دیگه و یه سال تحویل دیگه؛ این سالها پشت سر هم دیگه میان و میرن، هر سال نزدیک عید که می شه همه به جنب و جوش می آُفتیم، خونه تکونی می کنیم لباس نو می خریم و کلی به ظاهر خودمون می رسیم. همه چیز تازه می شه ، حتی طبیعت هم رخت نو تن می کنه .

    کی دلش رو خونه تکونی کرده ؟

    کی غم و غصه رو از دلش بیرون کرده؟

    کی کینه ها روخاک کرده و جاش محبت رو توی دلش جا داده ؟

                            راستی برنامت برای خونه تکونی دلت چیه؟



    ارسال در تاريخ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 توسط سینا آزادی مقدم

    پیج رنک

    آرایش

    طراحی سایت